تلویزیون و مناظره
تاريخ درج :۲۵ اسفند ۱۳۸۷ دسته بندي : مقاله



   منحني رشد کمي و کيفي رسانه راديو و تلويزيون طي سه دهه اخير در ايران طيف گسترده يي است که هر نقطه فراز يا فرود آن، مطلب و مقاله مستقلي طلب مي کند. لذا در اين مختصر، صرفاً به يکي از انواع برنامه سازي هاي راديو و تلويزيون اشاره مي شود که شايد به ندرت در چند و چون آن بحث شده است. نوعي برنامه زنده تحت عنوان « مناظره».

   کمتر از 30 سال پيش، يکي از پربيننده ترين و حتي رايج ترين برنامه هاي راديو و تلويزيون مناظره ميان افراد، احزاب و نحله هاي فکري گوناگون بود. آنها که سن و سالي دارند، به خوبي مناظره هاي داغ ميان صاحبان انديشه، اعم از چپ و راست و حتي ديني و سکولار را از خاطر نبرده اند. مناظره هاي تلويزيوني پديده بي سابقه يي محسوب مي شد که در يکي دو سال اول انقلاب مخاطبان و علاقه مندان بي شماري را جلب خود کرد. به نظر مي رسد اين پديده، براين اساس ماهيت يافته بود که هر مرتبه، نمايندگاني از دو طرز فکر متفاوت و حتي متضاد بتوانند در برابر يکديگر و مقابل ديدگان عموم قرار گرفته و افکار و آراي يکديگر را به طور مستقيم طرح و نقد کنند.

   اما نياز حقيقي در تهيه و پخش چنين برنامه هايي براي جامعه مخاطبان چيست؟ به عبارت ديگر بايد پرسيد آيا امروز و پس از اين همه سال، ضرورت توليد مناظره هاي راديو- تلويزيوني از بين رفته است؟ البته برخي از شبکه ها، به ويژه شبکه چهارم سيما يا دست اندرکاران راديوگفت وگو، کماکان به تهيه و پخش مباحث چالشي علاقه مند به نظر مي رسند. اما آيا برنامه هاي فعلي را که گاه امکان اظهار عقيده جسورانه يک نفر را در چالش با برخي افراد و نهادها ممکن مي سازد، مي توان همان مناظره ناميد؟ بدون شک بايد برنامه هاي معدود و محدودي را که گهگاه حاوي ابراز نظر آزاد کارشناسان مسائل اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و امثالهم در برخي شبکه هاي سازمان صدا و سيماست غنيمت شمرد و آرزو کرد روز به روز بر وسعت و عمق آنها افزوده شود. اما نبايد از ياد برد که حتي چالشي ترين بحث ها و پرمناقشه ترين مسائل اگر يکطرفه و حتي در برابر ميکروفني آزاد بيان شوند، هنوز با آنچه از تناظر آرا در يک مناظره تلويزيوني حاصل مي شود، کاملاً متفاوت است. بر همين اساس مي توان يک مناظره تلويزيوني استاندارد را بر هفت رکن زير استوار دانست.

1- مناظره فاقد خط پايان است. هرچند بايد خط کشي هاي جانبي را براي منحرف نشدن موضوع اصلي پذيرفت اما چون هدف غايي مناظره کشف حقيقت است و نه اثبات يا تفوق صرف يک نظر بر نظر ديگر، لذا آنچه اهميت مي يابد، وسواس در حفظ روش صحيح مناظره است و نه اصرار و پافشاري بر نتيجه گيري خاص.

2- جمع بندي و نتيجه گيري نهايي بر عهده مخاطبان است نه اداره کنندگان بحث. در حقيقت چکيده گفت وگو در خود گفت وگو است و لذا جمع بندي پاياني ممکن است بر قضاوت مخاطب اثر گذاشته و آن را از خود متاثر سازد.

3- مسوول سخنان مطرح شده در هر مناظره، هيچ کس نيست جز گوينده سخن و نه حتي رسانه. عواقب حقوقي احتمالي، بايد در روند و مسير ديگري پس از مناظره در نظر گرفته و پيش بيني شود. در غير اين صورت ملاحظاتي از اين دست، ذات مناظره را تهديد کرده و ممکن است آن را مبدل به گفت وگويي فرمايشي و محافظه کارانه کند.

4- خط قرمز مناظره تنها توهين و تهمت است. چه به طرف مقابل و چه هر غايب ديگري اعم از اشخاص و عقايد. بديهي است تشخيص اين مهم نيز مکانيسم حقوقي متعاقبي را طلب مي کند که نه به يک مناظره خاص بلکه به روند تکاملي و اعتمادساز پديده يي به نام مناظره کمک کرده و آن را بيمه خواهد کرد. تداوم برنامه هاي مناظره يي، به تدريج عرف و اعتباري را نزد مناظره کنندگان و مخاطبان باعث مي شود حتي خطاهاي مقطعي نبايد بهانه يي براي تحديد ماهيت آزاد آن شود.

5- مناظره فقط و فقط در قالب پخش مستقيم و بي هيچ مميزي و مونتاژ مجدد اصالت دارد. اين موضوع مانند اشتباهات داوري در فوتبال است که جزء ورزش فوتبال شناخته مي شود و نه عارضه و بيماري آن. لذا سعه صدر و افزايش آستانه تحمل جامعه و صاحب نظران، رفته رفته موجب کاهش ضريب اشتباهات و حتي سوءتفاهمات مي شود.

6- مجري يک برنامه منظره، صرفاً مامور تقسيم عادلانه زمان براي ابراز نظر شرکت کنندگان است و بس. مجري يک مناظره تلويزيوني، وظيفه يي مشابه وظيفه قضات، در آن نوع از سيستم هاي حقوقي را دارد، که قاضي نه به عنوان حکم دهنده، بلکه به عنوان ناظر و داوري است تا روند محکمه بر اساس قانون و آيين نامه هاي دادرسي پيش رفته و از مسير قانوني منحرف نشود.

7- در مناظره هاي تلويزيوني، تقسيم عادلانه تصاوير (نماي درشت و...) نيز حائز اهميت است. اين نکته ظريف مي تواند درباره ساير جزيياتي که به هر نحو ممکن است موجب تقويت يا تضعيف موضع يکي از طرفين شود، رعايت شود؛ ميزانسن، نورپردازي، نوبت گفت وگو و...

   مناظره مستقيم، امکان بيان نظرات غيرقابل دفاع را به حداقل مي رساند و بحث کنندگان، ناگزيرند محکم ترين استدلال ها و قوي ترين براهين را در اثبات ادعاي خويش ابراز کنند، چه در غير اين صورت بلافاصله محکوم مي شوند. مناظره، ميدان نبرد عقايد است؛ عرضه کارزار انديشه هاست، ميدان جنگي است بدون خونريزي؛ نبردي است که اگرچه ممکن است طرفين پيروز و شکست خورده باقي گذارد، اما يقيناً مانع از آن مي شود تا در آينده، همين عقايد در لباس خشونت و مبارزه فيزيکي، جان انسان ها را بگيرد و به جاي کلمات، خون ميان آنها داوري کند. هر گفت وگوي روشمند بارقه اميدي به حساب مي آيد، که تضارب آرا را به ارمغان آورده و بالندگي را از مسيري به مراتب ارزنده تر از تخاصم آرا، براي جوامع و مردم فرهيخته اين سرزمين نهادينه سازد.

                          م. میرعزا / روزنامه اعتماد/ شنبه 24 اسفند 1387 ص 8

 



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان




○ فیلم و فیلمنامه
○ کتاب
◄ مقاله
○ شعر
○ نمایشنامه و تئاتر
○ داستان
○ پاره نوشته
○ سایر