میوه ی سوال
تاريخ درج :۰۵ آذر ۱۳۹۳ دسته بندي : دُرّ دروغ

میوه ی سوال



میوه ی ممنوع بهشت ، سؤال  بود

هرچند که نـارس و تند و  کـال بود



 جهنمِ جهل
، درون آدم ، اندر بهشت
تنَش در رفاه و سرش پُرملال بود!



حیوان به لب نیاورده  واژه ی چِرا؟
در باغ  عدن گویی چَرا روال بود!



نباید را آدمی پرسید : چرا باید ؟!
پرسشی که درعرشیان اختلال بود



تعلیم اسما به ابوالبشر از کجاست؟
اگر آن سوال نبود ، این محال بود
!



بین ملائکه ، اهریمن سوال داشت
که سجده به آدم  برایش زوال بود



هم او رانده ، هم انسان هبوط کرد
بهشت، جایِ حالِ بی قیل و قال بود



نکند زمین شود
دوباره خونین رنگ
هراس فرشتگان ز جنگ و قتال بود



 
اما بهای
پُرسش و پرستش سنگین  
که زمین صحنه ی پلکان کمال بود



نه آنکه جهنم جای اهل پُرسش است
 !که پَرستشِ جاهلانه خوی شغال بود


لذت جاودانه : پُرسیدن و پَرستیدن
بهشت بی خبران، جهنم انفصال بود

آسایش آدمی ز چون و چرای اوست
آرامشی که ندارد هم از این قبال بود
!

هر چند رفاه جنت  ز کف بداد ، اما
برزخِ سؤال ، به از بهشتِ لال بود
!


م. میرعزا

آخرین روز تابستان93



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان






○ فیلم و فیلمنامه
○ کتاب
○ مقاله
◄ شعر
-------- ○ سه گاه ( دو بیتی ها )
-------- ○ دُرّ دروغ
-------- ○ عقیق عشق
○ نمایشنامه و تئاتر
○ داستان
○ پاره نوشته
○ سایر