پیامد شناسی نظریه تهدید
تاريخ درج :۲۳ شهريور ۱۳۸۷ دسته بندي : هِلی شات

 

 

   با توجه به رشد فزاینده فن آوری اطلاعات و ارتباطات در سراسر گیتی و همچنین گسترش و یکپارچگی روز افزون روابط ملت ها در تمامی سطوح، چه نتایجی را می توان از حربه تهدید نظامی یک کشور توسط کشور دیگر، به ویژه در اظهار نظرهای پراکنده رسانه ای و خبری توسط مقامات مسول و غیرمسول کشورها، متصور شد؟ براستی این گونه تهدیدات چه حاصلی به همراه دارد و چه فوایدی را عاید چه کسانی میکند و نهایتاً معدل نهایی این نوع تهدیدات چیست؟

   برای پاسخ به این پرسش مهم، ابتدا چهار حوزه جغرافیایی را در نظر گرفته و سپس می پرسیم که بازتاب تهدید یک کشور، توسط کشور دیگر در:(الف) کشور تهدید شونده، (ب) کشور تهدید کننده، ) کشورهای همسایه و (د) سایر کشورهای جهان، شامل چه واکنش هایی می تواند باشد؟ سپس در ادامه، انواع پاسخ های ممکن و وضعیت های بالقوه را بشرح زیر دسته بندی می کنیم.

   (الف) در کشورتهدید شونده، همه یا بخشی از این واکنش ها قابل پیش بینی اند:

01- افزایش بودجه تسلیحاتی و تحکیم قدرت نظامی

02- ایجاد اتحاد و همبستگی ملی میان مردم و حکومت

03- فرافکنی مشکلات داخلی به ضرورت تهدید دشمن خارجی

04- افزایش ضریب کسب حمایت اقتصادی، سیاسی و امنیتی از جامعه جهانی

05- مظلوم نمایی و ترحم طلبی درمنظر جهانیان و احیای مطالبات حقوق بین المللی

06- انزوای احزاب و نیروهای صلح طلب و محافظه کار

07- میدان داری احزاب تندرو و نیروهای غیر دیپلمات در شاکله دولت

08- آرشیو نظریات و تئوری های مبتنی بر جهان وطنی مسالمت آمیز

09- احیای دکترین های جزمی و مطلق نگر در تعاملات  و روابط خارجی

10- تمرکز قوا بسوی حفظ هویت ملی و تمامیت ارضی

11- سازش با دوول منطقه برای یارگیری و تشکیل جبهه متحد

12- افزایش ضریب پیوستن به ابرقدرت حامی، تحت عنوان پیمان نظامی مشترک

13- رشد بیزاری در توده مردم، نسبت به تمدن، تاریخ و فرهنگ کشور تهدید کننده

 

(ب)- در کشورتهدید کننده همه یا برخی از نتایج زیر قابل انتظار است:

01- تقسیم افکار عمومی به سه گروه عمده مخالف، موافق و بی طرف و سپس گرایش هر گروه بسوی فعالیت های مرتبط با موضع خویش

02- داغ شدن بحث های مخالفین و موافقین در صحنه سیاسی کشور و در سایه قرار گرفتن سایر مسائل ملی

03- اولویت طرح ها و لوایح نظامی در تخصیص بودجه و طبعاً کاهش سهم طرح های عمرانی و زیربنایی

04- کاهش سرمایه گذاری داخلی و خارجی به دلیل چشم انداز مجهول فعالیت های اقتصادی

05- گرایش قشرهایی از مردم به ذخیره سازی برخی کالاها و درنتیجه افزایش تقاضا و نهایتاً بالا رفتن قیمت ها

06- افزایش بار نظامی و امنیتی اخبار و پیام های رسانه ای و هنری و به طبع کاهش فرصت مضامین فرهنگی و غیره

07- تحدید آزادی بیان و نقد قدرت، تحت عنوان سوء استفاده احتمالی دشمن

08- برنامه ریزی افراد فرصت طلب جهت احتکار اجناس و سایر سوء استفاده های اقتصادی مربوط به شرایط بحران

09- تقویت روحیه مهاجرت از نقاط خطرخیز به مناطق امن تر و جابجایی جمعیت

10- تهییج افکار عمومی و تحت شعاع واقع شدن مطالبات جاری مردم

 

(ج)- در کشور های همسایه دو کشور تهدید کننده و تهدید شونده، ممکن است شرایط زیر بروز پیدا کند:

01- احساس نا امنی در اثر بروز جنگ منطقه ای

02- تمایل به حمایت از کشور تهدید شونده به منظور ایجاد توازن قدرت و پیشگیری از جنگ

03- تمایل به حمایت از کشور تهدید کننده برای سهم بردن از منازعه و ماهی گرفتن از آب گل آلود

04- تشدید رقابت تسلیحاتی در منطقه

05-تحدید مناسبات دوجانبه با هردو کشور، در زمینه های مختلف بویژه توریسم و بازرگانی

06- سرکوب جریان های داخلی همسو با یکی از دو کشور تهدید کننده یا تهدید شونده و متقابلا ایجاد فرصت برای اظهار نظر جریان های متمایل به دیگری

07- ایجاد تردید در ارزش های فرهنگی، ایدئولوژیک و آرمان های مردم کشور تهدید کننده

08- احیای اختلافات گذشته و ادعاهای مرزی کهنه در دول همسایه

 

(د)- در سایر کشورهای جهان موارد زیر قابل تشخیص اند:

01- بازاریابی تسلیحاتی در جهت درآمد زایی از شرایط جنگی دو کشور متخاصم

02- افزایش قیمت ها بویژه در زمینه انرژی و سوخت فسیلی

03- افزایش اجماع جهانی در موضع مخالفت با کشور تهدید کننده

04- تسهیل صدور قطع نامه ها و بیانیه های مخالف با منافع ملی کشور تهدید کننده

05- تشدید فعالیت نهادهای صلح طلب و NGOهای مخالف با خشونت و جنگ در جهان

06- تردید افکار عمومی جهان نسبت به فرهنگ، ایدئولوژی و شعارهای مردم در کشور تهدید کننده و متقابلاً توجه به ابعاد صلح جویانه در فرهنگ و تمدن کشور تهدید شونده

 

   این ها نتایج عمومی و طبیعی یک تهدید کلامی اند که ممکن است همه یا برخی از آنها در هر یک از حوزه های جغرافیایی یادشده بروز کنند. از طرفی چه بسا تهاجم به یک کشور، بدون اخطارقبلی، بمراتب کارسازتر از آن باشد که پیشاپیش توجه جهانیان را به تهدیدات و اولتیماتوم ها جلب کرده و شاخک های دفاعی کشور تهدید شده حساس شوند. لذا اساساً ضرورت تهدید (با توجه به اختلاف فاز حرف تا عمل) نمی تواند ضامن و عامل توفیق در عملیات اجرایی تهاجم تلقی شود. 

   برا ین اساس میتوان نتیجه گرفت که تهدیداتی از این نوع، تنها زمانی قابل توجیه اند که بعنوان اهرمی سیاسی بکار گرفته شوند تا در کسب امتیازات دیپلماتیک در موازنه قدرت، مثمر ثمر قرار گیرند. در آن صورت این پرسش جدید ایجاد میشود که چگونه میتوان هزینه های احتمالی چنین تهدیداتی را از لحاظ اقتصادی، سیاسی و امنیتی پیشاپیش برشمرد و از نمره قبولی آنها مطمئن شد؟... آیا ناتوانی کشور تهدید کننده از محاسبه عواقب تهدیداتش نیست که او را به نوعی تقدیر گرایی و تکیه بر نظریات غیر علمی و غیرقابل محاسبه سوق میدهد؟... چه فرمول و چه مکانیزمی را می شناسیم که با فشار بر دکمه تهدید نظامی، سیستم تولید منافع ملی را بکار اندازد؟ در جهان امروز که نبردهای میان کشورها بر خلاف قدیم، زیر چشم تیزبین رسانه ها و افکارعمومی جهان است، چه دکترین امنیتی را می توان سراغ گرفت که به رهبران کشورها توصیه کند تا برای حفظ منافع ملی خود، می بایست یک کشوری خارجی را صریح و مستقیم تهدید به نابودی کنند و به این ترتیب ابتکار عمل را بدست کشور تهدید شده و هم پیمانانش بسپارند؟ 

 چه بسا نتایج دیگری را در هر چهار حوزه جغرافیایی یاد شده بطور مشترک بتوان سراغ گرفت، از قبیل:

01- تنش و احساس تاثر در دل فرد فرد انسان های کره زمین

02- کاهش ثبات اقتصادی و افزایش قیمت ها به نسبت های گوناگون در همه جا

03- تبدیل برنامه های بلند مدت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به برنامه های کوتاه مدت و مقطعی به نسبت کشورهای درگیر با کانون بحران

04- تهدید صلح جهانی و تبلیغ خوی جنگ ستیز ی و خشونت در ساحت تمدن بشری در سراسر گیتی و تداعی تلخ حقیقت جنگ و تصویر نا امید کننده عفریت مرگ.  

 

       

 

 



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان


◄ هِلی شات
○ میلی مترها