بووووق!
تاريخ درج :۱۶ مرداد ۱۳۸۷ دسته بندي : میلی مترها

 

   یکی از حکایت های انسان آباد، عادی شدن اتفاقات غیر عادّیه... حتما این تجربه رو داشتی که وقتی توی جاده در حرکتی، تیرهای برق چطوری و با چه ریتم یکنواختی از مقابل چشمات عبور میکنن، بطوری که میتونی تعدادشون رو دونه دونه بشمری... اما وقتی به عقب سرت نگاه میکنی فقط یه توده متراکم از خطوط عمودی می بینی که به هیچ وجه قابل تفکیک و شمارش نیستن...

    یه روزگاری توی شهر ما، موتورسیکلت ها بوق مخصوص بخودشون داشتن و ماشینا هم بوق مخصوص خودشون رو... اما خب، اگه خود موتورسیکلت بالغ شدنی نیست، دلیل نمیشه که صداش دو رگه نشه!... اونی که پشت فرمون اتومبیلش نشسته یهو از صدای بوق ماشینی که نمی بینه جا می خوره... و اون عابر پیاده هم که داره از عرض خیابون میگذره، بی هوا از بوق ماشین نا مرئی که در دهم ثانیه از جلوش ویراژ میده، شوکه میشه... 

   اما این همه مسائل مهمتر داریم که یکی یکی به اون توده متراکم و غیرقابل تشخیص می پیوندن و موضوع به این بی اهمیتی چه لازم به گفتن بود؟!... لابد خودت بهتر میدونی که وقتی میرسی خونه، چرا اینقدر مَنگ و خسته ای!!

  



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان





○ هِلی شات
◄ میلی مترها