حقوق هسته ای و حقوق شهروندی
تاريخ درج :۲۷ مرداد ۱۳۹۴ دسته بندي : هِلی شات


حقوق هسته ای و حقوق شهروندی

    در تب و تاب مذاکرات ایران و شش قدرت جهانی، کمتر کسی از هموطنان من، خنثی و بی اعتنا نسبت به روند مذاکرات یا دست کم، نتیجه مذاکرات هسته ای بود. چه آنها که برحسب علاقه و عادت، پیگر تحولات سیاسی و اقتصادی ایران و جهان در اخبار رسانه ها هستند و چه آنانی که از موضع شخصی و برای فهم سرنوشت خود و آینده ی فرزندانشان منتظر نتیجه ی مذاکرات بودند. اما اغراق نیست اگر بگویم این همه درگیری ذهنی و این اندازه دغدغه ی فراگیر مردمی نسبت به این مذاکرات و چه بسا بسیاری دیگر از مسائل و موضوعات سیاسی (اعم از داخلی و خارجی) چندان که تصور میشود، سازنده و شایسته و درخور تقدیر نیست!

    میدانیم که در اغلب جوامع توسعه یافته، مشارکت سیاسی مردم جایگاه مشخص و تعریف شده ای دارد. از هواداری احزاب گرفته تا شرکت در انتخابات و حتی تجمعات اعتراضی یا حمایتی معین و هدفمند. اما از همه اینها مهمتر، مشارکت ملی در تصویب قوانین پایه و محوری هر جامعه است. یکی از این قوانین، لایحه ی حقوق شهروندی است. به عبارتی باید خاطر نشان کرد که حقوق شهروندی، حلقه ی واسطه ی بین حکومت و مردم از منظر حقوقی است. حلقه ای که مسئولیت های متقابل مردم و حکومت را در برابر یکدیگر تعریف و ترسیم میکند. به این ترتیب اگر مردم یک جامعه، نیروی مشارکت سیاسی خود را بجای تخلیه در فضاهای بی شکل، فراخ و غیر متشکل (نظیر توجه بیش از اندازه به مسائل فنی و تخصصی مذاکرات هسته ای) در مسیر مطالعه، درک و تشخیص حقوق شهروندی خویش در بستر نظام سیاسی حاکم متمرکز کنند، نقشی بمراتب اساسی تر و پایدارتر را در سرنوشت خود و نسل های پس از خود ایفا کرده اند. اما پرسش اینجاست که آیا در جامعه امروز ما، چند نفر ایرانی از مفاد لایحه ی حقوق شهروندی (که مدتهاست مراحل تدوین و تصویب آن به درازا کشیده است) مطلع هستند؟ این موضوع را مثلا مقایسه کنید با بحث ها و گفتگوهای عمومی در سطوح مختلف جامعه در مورد بندهای بسیار تخصصی (از نظر حقوق بین الملل) در توافقنامه ی هسته ای!

   نکته ی قابل توجه در اهمیت نقش حقوق شهروندی در این است که مردم، چندان نیازمند درگیر شدن با افکار و رفتار مسئولین مملکتی شان نشده و کمتر دچار نگرانی و تشویش ناشی از جایگزینی یکی به جای دیگری میشوند. آنها فقط باید نگران رعایت بند بند مفاد لایحه حقوق شهروندی خود باشند، نه فلان حرف یا عمل فلان مسئول در مسند سیاسی موقت وی. آنها به نتیجه ی عملکرد مسئولین در قالب حقوق شهروندی خویش بیشتر اهمیت میدهند تا کشمکش های پنهان و پیدای عرصه سیاست. در کشورهای توسعه یافته، اغلب مردم حتی نام وزرای کابینه دولتشان را نمیدانند و این به منزله بی خبری و بینش سیاسی ناقص ایشان نیست. بلکه به این علت است که برایشان نام ها تفاوت ندارند و آنچه اهمیت دارد، رعایت حقوق مدون شهروندی در موارد متعدد اعم از بیمه های اجتماعی، محیط زیست، بهداشت عمومی، امنیت قضایی، آزادی های مدنی، اشتغال، تحصیل، رفاه نسبی و سایر حقوق فردی و اجتماعی است. یعنی چیزهایی که در نظام های خدمتگذار، همان اهداف غایی تشکیل دولت هستند. در چنین جوامعی، و از دید هر شهروند، آن کسی شایسته قرار گرفتن در یک مسند سیاسی است، که در رعایت مفاد حقوق شهروندی قصور ننماید.

   اما نکته کلیدی، نقش آفرینی آحاد مردم در مراحل تدوین و تصویب لایحه حقوق شهروندی است. این نقش آفرینی از مطالعه مفاد لایحه مقدماتی شروع میشود، به بحث های حقوقی در رسانه ها و محافل تخصصی پیوند می خورد و سپس در مناظره ای سه جانبه میان افکار عمومی، اهل فن و نظام سیاسی حاکم به چالش کشیده شده و به سرانجام نهایی میرسد. در صورت هرگونه قصور در این روند، صد البته مقصر شمردن مردم، ساده ترین کار ممکن خواهد بود. درحالیکه نقش رسانه ها در اعطای اولویت سیاسی به سند مهم حقوق شهروندی و همچنین نگاه مثبت و شجاعانه حکومت به تدوین و اجرای دقیق لایحه ای درخور، جامع، عادلانه، شفاف، قابل نقد و حتا قابل اصلاح (در هر مقطع از زمان)؛ ضامن رسیدن به نشاط سیاسی واقعی در آن جامعه است. جامعه ای که به جای درگیری ذهنی و احساسی صرف در هیجانات سیاسی گسترده که ناشی از موج های سیاسی روزمره می باشند، معطوف به مشارکتی حقیقی، پایدار و تعیین کننده در سرنوشت آینده ی خود و نسل های پس خود خواهد شد.

                                                                   م. میرعزا
                                                                   مرداد 94



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان



◄ هِلی شات
○ میلی مترها