رخوت بزرگ
تاريخ درج :۳۰ خرداد ۱۳۹۴ دسته بندي : هِلی شات

  

    نشاط و بی خیالی بچه ها به دلیل اطمینانی ست که آنها به والدین و بزرگترها دارند. به همین ترتیب، نشاط و آرامش افراد یک جامعه هم به سبب اطمینان خاطر آنها به دانایی و تدبیر رهبران و مدیران آن جامعه است. اما از هردوی اینها مهمتر، نشاط و اطمینان خاطر کل بشریت از تداوم حیات و تضمین سلامت و امنیت زندگی بر روی کره زمین است. اطمینان خاطری که «دینداران» از خالق هستی، «طبیعت باوران» از قانون بقای حیات و «انسان مداران» از خود انسان انتظار دارند! اما علیرغم این تقسیم بندی زمخت و کلی، بنظر میرسد که اکثریت ساکنین این سیاره، دچار یک رخوت بزرگ اند و اقلیت، دچار بهتی فلج کننده! رخوتی منجر به شوک، شبیه به وقتی که بر ریل قطاری ایستاده ایم و از نزدیک شدن قطار مبهوت و بی حرکت مانده ایم. انگار تک تک ما، یا جزو اقلیتی هستیم که سوت قطار را شنیده اند، اما کاری از دستشان ساخته نیست و فقط مات و منتظر برخورد نهایی اند؛ و یا از اکثریتی هستیم چنان سرگرم کشمکش های روزمره میان خودمان، که حتی از نزدیک شدن قطار زوزه کشان هم بی خبریم!

   این روزها دیگر گوش های ما پر شده از مرثیه های ملال آور تخریب محیط زیست. از حکایت تکراری نابودی جنگل ها به مثابه ریه های زمین و انقراض گونه های جانوری بعنوان زنجیره ی تکامل زیستی و هشدارهای تلخ تخریب اکوسیستم های طبیعی، افزایش دما، محو یخچالهای قطبی بعنوان ذخیره های آب شیرین زمین و مانند اینها. اکثریتی که حتی دیگر حوصله ی شنیدن آین حقیقت تلخ را ندارند و اقلیتی که فقط مات و ناتوان، ناظر برخود نهایی با قطارند! انقراض ششم (میلیونها سال بعد از انقراض پنجم و از برخورد یک شهاب سنگ غول آسا به زمین) این مرتبه بدست خود انسان رقم میخورد، این خبر آنقدر تکان دهنده ست که اغلب ما نشنیدن و ندانستنش رو ترجیح میدهیم!

   اما دلیل این بی خیالی بزرگ چیست؟ بنظر میرسد که در گوشه ذهن همه ی ما، نوعی اطمینان خاطر گنگ (و البته برای برخی کاملا شفاف) وجود دارد، که موجب نوعی خوش بینی فریبنده گردیده است! گویا بسیاری از ما باور داریم که موجود یا موجودات یا قوانین یا حتی انسانهایی خردمند و یا اگر نه، نیرویی مجهول و دلسوز، تمام خطاهای کودکانه ما را در تخریب شرایط حیات و نابودی زندگی بر کره زمین خواهد بخشید و علیرغم بی خیالی کودکانه و سهل انگاری نابخشودنی ما، اجازه نمیدهد نشاط نوع بشر از او گرفته شود!

    بنظر میرسد که بی اعتنایی به مرگ تدریجی کره خاک، ریشه در دو عامل کاملا متضاد در نگرش انسانها به زندگی دارد. عامل اول نگاه افراطی به زندگی مادی و زمینی به بهای نابودی منابع و شرایط زیستی آن برای آیندگان است و نگاه دوم، نگرشی تفریطی در کم اهمیت دادن به حیات خاکی و زندگی زمینی انسانها. اما این دو نگرش متضاد، مانند دو تیغه قیچی یک چیز را قطع میکنند و آن چیزی نیست جز نوار تداوم حیات بر زمین! بی اعتنایی به زندگی پیش از مرگ، همان اندازه برای سلامت زمین خطرناک است که باور مطلق حیات  مادی و فناپذیر زندگی و عمر بشر. این هردوتا، یکی می تواند چنان پشت به خطر کند که آنرا نادیده بگیرد، و دیگری چنان با خطر همسو شود، که به آن شتاب دهد! نکته اینجاست که در هردوی این باورها، یک ذهنیت مشترک و غفلت اخلاقی وجود دارد و آن خودخواهی فردی و شخصی تک تک ماست. یا خودخواهی «رستگاری ابدی» و یا خودخواهی «لذت گذرا»! و بالاخره هردوی این نگاهها، از امانتی که در دست آنهاست و باید سالم به نسل های پس از خود بسپارند کوتاهی میکنند. یکی به هوای سعادت اخروی خویش و دیگری برای منفعت و خوشی گذرای خویش. اما هردو، بی اعتنا به نجات تنها خانه ی بشر یعنی زمین! در این شرایط بهت آور، وقتی بشریت به بقای نوع انسان در کره زمین بی اعتناست، ضرورت توجه و حساسیت به حیات سایر جانوران، فرجامی نا امید کننده دارد. 


م. میرعزا

بهار 94 

 

 

 

 



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان





◄ هِلی شات
○ میلی مترها