شیوانا
تاريخ درج :۱۷ خرداد ۱۳۹۳ دسته بندي : هِلی شات


    در اساطیر مشرق زمین آمده که کودکی نزد شیوانا ( کشاورزی که او را استاد عشق و معرفت و دانایی می دانستند) رفت و گفت : مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و بخاطر ارادتی که به کاهن بزرگ دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند! پس شیوانا سراسیمه بسمت معبد رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته و قصد سربریدن دخترک را دارد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودند و کاهن معبد نیز با غرور و خونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود.

   شیوانا ابتدا دانست که زن به شدت دخترش را دوست دارد و بارها او را درآغوش می گیرد و می بوسد اما در عین حال می خواهد کودکش را قربانی کند. شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند. زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است باید عزیزترین پاره وجود خودش را قربانی کند، تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگی اش برکت جاودانه ارزانی دارد. شیوانا تبسمی کرد و گفت : اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست که تصمیم به هلاکش گرفته ای!! بلکه عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است و توصیه اش آنقدر برای تو عزیز است که به حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی!! زن مکث کرد. دست و پای دخترک را گشود. او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالیکه چاقو را محکم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگی معبد دوید. اماهیچ اثری از کاهن معبد نبود! می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن را ندید!!

   فهم این حکایت قدیمی آنست که هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست كه متوجه شویم كسی كه به او اعتماد کامل داشته ایم، عمری فریبمان داده است! در واقع درستی یا نادرستی باور و اعتقاد انسان ها یک مبحث است، و سوء استفاده از آن باورها توسط دیگران مبحثی دیگر! بنا به گفته کارشناسان سازمان میراث فرهنگی کشور، از حدود 12 هزار امامزاده در ایران، فقط دوهزارتا دارای سند و شجره نامه اند... و تعداد کل امامزاده ها که اوایل انقلاب به هزارو پانصد تن نمی رسید، اکنون به بیش از ده هزار و پانصد افزایش یافته است(!!) و این یعنی هر سال بطور متوسط 300 امامزاده جدید توسط سازمان اوقاف ثبت شده است(!) و دو نکته عجیب تر اینکه نیمی از کل این تعداد فقط به امام موسی کاظم نسبت داده شده اند و همچنین بیشتر امامزاده های ایران، در دو استان گیلان و مازنداران واقع اند (یعنی یک چهارم کل امامزاده های کشور که فقط کافیست برای نمونه، تعداد کارگاهای خط تولید گنبد و گلدسته های فوری در حاشیه جاده چالوس - ساری را اگر توانستید شماره کنید!).

    به این ترتیب آیا نباید این پرسش مهم در ذهن هر انسان کمی عقلگرا شکل بگیرد که گردش مالی غیرقابل محاسبه و گسترده ی این شبکه ی عظیم که روزبروز گسترده تر میشود، از کجا تا کجاست؟ ... و آیا فرهنگ امامزاده باوری و امامزاده پروری قرار است تا کجا و تا کی ادامه پیدا کند؟... و آیا طرح واگذاری مقدرات انسان از خود به غیر خود، تا چه حد و حدودی تعریف شده است؟ در جامعه ای که بیش از هر زمان دیگر، نیاز به تعقل و اندیشه و ضرورت انتخاب و از همه مهمتر پذیرش مسولیت انتخاب راه و چاه، و سره و ناسره، بر همگانش مشهود و آشکاراست، حرکت در این مسیر تاریک و این پرتگاه هولناک به چه معناست؟!... و بالاخره؛ آیا اگر شیوانا امروز و اینجا بود، از ما نمی پرسید که چرا عزیزترین پاره ی وجودتان، یعنی همان عقل و نعمت انتخاب که یگانه ممیزه ی میان آدمی با سایر موجودات است را به قربانگاه معبد مسئولیت گریزی خویش برده اید؟!!

    در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی‌ است... و فقط یک گناه، که آن جهل است. "مولانا  "

 

 



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان




◄ هِلی شات
○ میلی مترها