الثیا
تاريخ درج :۲۴ دي ۱۳۹۲ دسته بندي : هِلی شات

 

اَلِـثیا

 

    مبارزه ی دون کیشوت وار با علوم انسانی جدید عنوان مقاله ای به قلم بیژن عبدالکریمی است که نگاه تاریخی ما ایرانیان را به مقوله علوم انسانی مورد نقد و کنکاش قرار داده است. تفصیل آن مقاله و از طرفی ارجاعات فلسفی و تخصصی آن، مرا واداشت تا از ظن خود برداشت و یادداشتی با رویکرد اجتماعی در جامعه معاصر خودمان نگارش کنم با عنوان الثـیا.

 

    الثیا (Aletheia) در لغت به معنای حقیقت بی پرده و شفاف است. واژه ای در اصل یونانی که ریشه در کلمه منفی Lethe (یعنی فراموشی) دارد و در اساطیر یونان نام رودخانه ایست در برزخ که هرکس جرعه ای از آب آن بنوشد، دچار فراموشی میشود! پس به کنایه میتوان گفت شاید باریکه ای از این رودخانه از سرزمین ما هم گذر کرده و چه بسا بسیاری از ما و دولتمردان و فرمانروایان سرشت و سرنوشت ملت نیز جرعه ای از آن نوشیده اند!

 

    بنظر میرسد این تلقی که علوم انسانی اختراع انسان است و نه کشف انسان، اولین سوء تفاهمی است که رخ داده و بتدریج در ذهن نظریه پردازان معاصر زاویه باز کرده و تا جایی پیشرفته است که علوم انسانی را در نقطه مقابل الهیات و علوم دینی قرار داده است! در اینجا مقصود طرفداری یا نفی هیچیک از این دو مقوله نیست، بلکه تذکر این مطلب است که نتیجه ی این مواجهه، موجب نفی ماهیت و ذات یکی در برابر دیگری شده است. در واقع این سوء تفاهم یا بعبارت صحیح تر سوء ظن، باعث شده تا نتوان برای هر دو مقوله ذات مستقلی متصور شد و در نهایت پذیرش یکی را لازم؛ و پذیرش دیگری را ناگذیر کرده است! در ادامه ی این نگرش و در زیرشاخه های اجتماعی و زیستی آن، پرسش های بی پاسخ، سردرگمی و بن بست های متعدد چون کلافی پیچ در پیچ جامعه را درگیر خود کرده و سرعت توسعه اجتماعی را کند و روند پیشرفت را مختل و پر از اصطکاک میکند. در جامعه خود ما که علوم انسانی سالهاست به چشم بیگانه ای مشکوک نگریسته میشود، اشاره به یک نمونه ساده و روزمره شاید افق گسترده این نابسامانی را واضح تر سازد.

   برای مثال پدیده ی آپارتمان نشینی یکی از ضرورت های زندگی امروز است و میتوان آنرا ناشی از عوامل متعددی چون محدودیت های مکانی، افزایش جمعیت، هزینه خدمات اجتماعی و یا هر عامل ناگذیر دیگری دانست. اما اگر این پدیده را اختراع بشر بنامیم و نه کشف او برای سازش بین رفع نیازهای فیزیکی و نیازهای روحی اش، آنگاه تخیل ویلانشینی و زندگی در حیاط های بزرگ را با نگاهی نوستالژیک نگریسته و به جای کشف شیوه های بهینه، انرژی و ذهن و سرمایه های انسانی و اقتصادی را عمدتاً مصروف احیای خیالی آنچه از دست رفته می کنیم و نتیجه آنست که تا امروز هنوز تکلیف خود را با این مقوله روشن نساخته ایم و کماکان با نگاهی مردد و مظنون به آن می نگریم، گویی دشمنی است که سالهای خوش زندگی در خانه های ویلایی و بزرگ و با صفا را از ما دزدیده است!

    نمونه دوم ضرورت خانه های سالمندان نه بعنوان تفیلی غرب، بلکه فرصت و موقعیت دیگری برای تداوم ارتباطات اجتماعی انسانهاست اما در سنین کهولت؛ همانند مهدکودک در سالهای کودکی، مدرسه در نوجوانی و دانشگاه و محیط کار در جوانی و بزرگسالی است. آنگاه بجای مرثیه خوانی سالهای شیرین همجواری اعضای خانواده با کهنسالان (که علیرغم امتیازاتش، مشکلاتش را فراموش کرده ایم) می توان در پی فرهنگسازی و شرح وظایف کوچکترها در قبال این پدیده مدرن اجتماعی برآمده تا این تحول ناگذیر را بدل به فرصتی برای ارتباط و آموزش بهتر ومطلوب تر کنیم؛ و کم نیستند از این دست فرا فکنی های بدبینانه در قبال واقعیت های زندگی امروز، که ریشه در همان سوءظن بزرگ دارند.

 

   ظاهرا خاصیت آب رودخانه ی برزخی الثیا، خود ما را هم در برزخ پذیرش یا انکار حقیقت قرار داده است. نفی حقیقتی بنام علوم انسانی جدید، یا حذف و تعدیل رشته های این علم در سطوح آموزشی و تحصیلات عالی و به تبع آن از ساحت فرهنگی و آموزشی کشور، مشکلی از ناهماهنگی ها و تضاد های میان تفکر سنتی ما با زندگی مدرن حل نمی کند. چه بسا تنها نتیجه ی حاصل، به تاخیر افتادن درک عمیق ما از حقیقت انسان و یافته های گریز ناپذیر او از حقیقت جهان هستی باشد!

                                                  م. میرعزا

                                                                     

 



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان




◄ هِلی شات
○ میلی مترها