جهان هولوگرافیک
تاريخ درج :۱۸ آذر ۱۳۹۰ دسته بندي : هِلی شات

 

    مطالعه کتاب جهان هولوگرافیک برای من یه اتفاق بزرگ بود؛ شاید مثل خیلی کسان دیگه که با خوندنش به هیجان اومدن و مدت ها تحت تاثیرش بودن. این اولین باره که در این سه چهار سال، یه کتاب رو توی سایتم معرفی میکنم و دربارش می نویسم؛ که این خودش (حداقل از نظر خودم) نشونه اهمیت موضوعه.

   قبل از هرچیز باید اشاره کنم که اگه کسی مایله از مطالب کتاب مطلع بشه و با نظریه جهان هولوگرافی آشنایی پیدا کنه، فقط خود کتاب رو بخونه. اونم دقیق و جمله به جمله. به نظر من، نقل قول یا خلاصه نویسی یا حتی مرور کلی کتاب، نه فقط ممکنه به درک واقعی مطلب منجر نشه، بلکه در مواردی دیده ام که حتی به سوء برداشت و درک نادرست از موضوع ختم شده. 

   اگه این مطلب رو کسانی میخونن که هنوز کتاب رو مطالعه نکردن، فقط میشه گفت مطالعه ی دقیق کتاب جهان هولوگرافیک، میتونه پاسخی دقیق و متین به خیل عظیم پرسش هاشون درباره جهان ماوراء، یا علم غیب یا متافیزیک باشه. مایکل تالبوت (نویسنده کتاب) برخلاف روال معمول سعی کرده تا صرفاً با استدلال علمی و استناد به نتایج آزمایشات ده ها دانشمند دیگه و صدها و گاهی هزاران نوع تست و پژوهش علمی، مخصوصاً در دو رشته عصب شناسی و فیزیک کوانتوم، مطلب رو پیش ببره؛ و به اعتقاد اهل فن، این مهمترین ویژگی کتاب محسوب میشه.

 

   گمون نمی کنم که کسی در حال خوندن چنین کتابی باشه و نگاهش جلو جلو دنبال چندتا پرسش اصلی و اساسی نگرده. پرسش هایی مثل معمای بزرگ مرگ... یا جایگاه دین... یا وجود فرشتگان، خدا و آفریدگار هستی... و حتی توجیه پدیده هایی مثل بشقاب پرنده ها! به تصور من اگه آدم با تعصب و جزمیّت به مطالعه این کتاب بپردازه، ممکنه جان کلام رو دریافت نکنه. برای عده ای، این کتاب نفی دین و مذهبه، درحالیکه به اعتقاد بعضی، تئوری هولوگرافی بودن هستی، دین و مذهب و هر باور غیبی دیگه رو در جایگاه و حد و حدود قابل توجیه تری قرار میده. حتی بعضی ممکنه جای خدا و خالق جهان رو در نظام هولوگرافیک پیدا نکنن. درصورتیکه به باوردیگه، جایگاه خدا بعنوان طراح و معمار جهان هولوگرافی، می تونه بمراتب ارتقا پیدا کنه و خدای بسیار بزرگتری از اونچه تا قبلش تصور می شده باشه.

     باید از داریوش مهرجویی برای ترجمه کتاب تشکر کرد. بعضی خرده گرفتن که چرا یه فیلمساز دست به ترجمه یه کتاب علمی زده! کسی نیست بگه خب اگه دانشمندی باید این کار رو میکرد، پس چرا حدود 15 سال نکرده؟ چه بسا برخورد مداوم یه فیلمساز با محیط ها و مفاهیم متعدد و غیر یکنواخت در طول زندگی حرفه ایش (که لازمه شغل اونه) توجه و همت لازم رو برای ترجمه چنین کتابی، توضیح بده. بهر حال شاید عمق تاثیر ترجمه این کتاب توسط مهرجویی در جامعه، حتی بیشتر از فیلم هایی که ساخته، باشه... من که شخصاً این حس رو دارم!

    به زعم من، نظریه هولوگرافی بودن جهان، بیش از اون که به چرایی هستی بپردازه، چگونگی وجودش رو تبیین میکنه. به عبارتی، با مکانیسم هستی کار داره و کمتر با فلسفه اون. هرچند به باور نویسنده، خود زایی و خود آفرینی هولوگرافیک، از ویژگی های چنین جهانی بحساب میاد، اما این، اثبات یا نفی خالق چنین مکانیسمی نیست. اساساً مسئله اول این کتاب، اثبات وجود خدا، کشف معمای مرگ، صحت و سقم تناسخ، روح، جن، معجزه و سایر مفاهیم متافیزیکی بطور مستقیم نیست، اما در عین حال تمامی این مفاهیم و بسیاری مفاهیم از این نوع رو در دستگاه حقیقت سنج خاص خودش (بمنظور تبیین نظریه هولوگرافیک بودن هستی) سبک و سنگین میکنه و میشه گفت ماحصل نهایی رو بعهده خواننده میگذاره تا بر حسب دانش، باور و بخصوص تجارب شخصی و شهودی خودش، نتیجه گیری کنه.

 

  کتاب جهان هولوگرافیک، می تونه برای کسانی که با خوندنش احساس میکنن، پرده ای از مقابل چشماشون پس زده شده، فقط گام اول و یه استارت باشه. که البته استارت قوی و پر اینرسی هم هست. بشرطی که در کوران عادات زندگی، تبدیل به یه مشت اطلاعات عجیب اما عقیم نشه! اونایی که دنبال پاسخ های قانع کننده تر برای سوالات بزرگ تر هستن، به یکی دو کتاب قانع نمیشن و حتی در این مورد خاص، پا رو از کتابخونه بیرون میگذارن و در جهان محسوس و تجربی بدنبال نشانه های بیشتر و روشن تر میگردن... و چه چیزی مهمتر از این؟

  



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان


◄ هِلی شات
○ میلی مترها