تجاوز قبیله ای
تاريخ درج :۱۰ تير ۱۳۹۰ دسته بندي : هِلی شات

  


    حوادث تکان دهنده ای نظیر تجاوز گروهی به نوامیس مردم در خمینی شهر و کاشمر، همگان را با علامت سوال بزرگی روبرو کرده است. سلسه وقایع شومی که شاید بتوان پاسخ آنرا بشرح زیر توضیح داد.

 

    امنیت و پایداری جوامع بشری، بر پایه سه عنصر اصلی قرار دارد:

 

                                           اخلاق   قانون   آگاهی

 

    هر یک از این عناصر، در زمینه مربوط به خود شکل گرفته و رشد میکند. اخلاق بعنوان یک عامل ذاتی ریشه در دین و فرهنگ عمومی دارد و قانون، بعنوان عامل بیرون از فرد، متکی به نظام اجتماعی است. و بالاخره آگاهی، بعنوان عامل درون فردی، محصول سامانه آموزشی و رسانه ای جامعه است.

 

    اخلاق (عامل درون فردی) ........................ بر پایه دین و فرهنگ      

    قانون (عامل برون فردی) ....................... بر پایه حقوق اجتماعی      

    آگاهی (عامل واسطه درون و برون فرد)....  بر پایه سامانه آموزشی و رسانه ای     

 

     اکنون وقتی دین و فرهنگ در جامعه ای به هر دلیل ضعیف و کم رمق میشوند، تمایل به سرکشی های مدنی و اخلاقی، فزونی میابد. در جوامع شهری که مردم به ضرورت حقوق شهروندی بیشتر پی برده اند، پایبندی نسبتاً بیشتری به قانون وجود دارد و لذا، سرکشی ها از نوعی است که کمتر موجب تعدی به حقوق دیگران میشود. در صورتیکه در جوامع روستایی و حاشیه نشینی و حتی شهرهای خیلی کوچک، که نفوذ قانون و گستره آگاهی کمتری حاکم است، سستی دین و فرهنگ موجب میشود که سرکشی هایی صورت پذیرد که حریم و حقوق دیگران را تا حد خطرناکی مورد تعرض قرار دهد.

 

     بعبارتی با ضعیف شدن باورهای دینی در یک کلانشهر مدرن، افراد، حداکثر به بی اعتنایی و بی بندوباری فرهنگی و دینی تمایل پیدا میکنند. در این جوامع، به سبب قدرت عنصر آگاهی، بروز نافرمانی های اخلاقی، معمولاً به آزادی های شخصی افراد محدود میشود. نظیر طرز لباس پوشیدن، آرایش و ظاهر و همچنین رفتارهای سبکسرانه و حتی مصرف مواد ممنوعه از مشروبات الکلی گرفته تا مواد مخدر و غیره. درحالیکه در جوامع بدوی تر، که افراد از سطح دانش اجتماعی پایین تری برخوردارند، سرکشی های اخلاقی دامان دیگران را نیز میگیرد و تعدی و تجاوز به مال و ناموس سایرین، رفته رفته به حادثه ای رایج و البته دردناک بدل شده و حوادث تلخ و ناگواری مانند خشونت های دسته جمعی و تجاوز به عنف بیشتر رخ میدهد. زیرا عامل کنترل آنها یعنی دین و فرهنگ، سست و بی اثر شده اند.

 

       در روزگار قدیم، اگرچه رشد آگاهی اجتماعی به حد امروز نبود، اما عرف اجتماعی و حریم اخلاقی، وظیفه محافظت از خانواده و محله و قبیله را به عهده داشت. در آن روزگار، دست کم، لوطی ها و داش مشتی هایی وجود داشتند که به تیغ غیرت و مردانگی خود، ریشه علف های هرزی چون پدیده شوم دست درازی به ناموس دیگران را قطع میکردند. لوطی هایی که در یک جامعه متمدن، باید قانون و آگاهی و اخلاق جای آنها را پر کند.

 

     دلایل تضعیف باورهای دینی هرچه باشد (سوء استفاده از دین، یا بارکشی بیش از حد و نامحدود از ظرفیت های مذهبی و پاسخ طلبی مطلق از دین در همه زمینه ها و...) محصول و نتیجه آن جز کاهش کارآیی دین و سستی باورهای دینی مردم نیست. همین مسئله در مورد تصویب و اعمال قوانین نیز صدق میکند. مثلاً بیشتر بودن تعداد خودروها از تعداد پارکینگ ها و سخت گیری در اعمال قانون توقف ممنوع در معابر، جز زیر پا گذاشته شدن قانون و شکستن قبح قانون شکنی، نتیجه ای ندارد. اعمال قوانینی که ضمانت اجرایی کافی ندارند، قانون شکنی را به پدیده ای رایج و قابل توجیه بدل میسازد. در کشورهایی که قوانین اجتماعی پخته تری دارند، جرم قانون شکنی، حتی از قتل نفس بیشتر است زیرا به تجربه دریافته اند که هر قتل نفس، یک پدیده واحد است؛ اما هر بار قانون شکنی، زمینه زنجیره ای از جرایم از جمله قتل نفس را فراهم میسازد!

 

    و بالاخره ضعف سامانه آموزشی و لاغر شدن گردش اطلاعات و یا یکطرفه شدن آن، موجب سلب اعتماد عمومی به رسانه ها میگردد. این اتفاق موجب میشود تا:


- توازن میان توسعه علمی، با توسعه فرهنگی مختل گردد...

- لذا ابزار و امکانات مردم، از فرهنگ بهره وریشان پیشی گیرد...

- که نتیجه اش تداخل حقوق بین فردی در جامعه خواهد بود...

- در نهایت، مردم قدرت تشخیص حد و مرز حق خود را با حقوق دیگران از دست میدهند...

- و این سرآغاز هنجار شکنی ها در آن جامعه است.   

      

 

م. میرعزا

 



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان




◄ هِلی شات
○ میلی مترها