اشرف مخلوقات!
تاريخ درج :۰۷ اسفند ۱۳۸۹ دسته بندي : هِلی شات

.

آیا انسان اشرف مخلوقات است، یا ارباب مخلوقات؟

   اگر باور داریم که آدمی جانشین خدا و نایب خالق ِ موجودات بر روی زمین است، پس ناگزیریم وظایف یک جانشین و رسالت مخلوقی که خودش را اشرف دیگر جانداران لقب داده، بدرستی بازشناسیم!

    البته تکلیف انسان در برابر همنوعانش کمابیش روشن است. انسان ِ متمدن که محصول مشترک آموزه های دینی، فطرت ازلی و همچنین تجربه تاریخی قرن ها زندگی بر روی کره خاک است، حقوق غیر قابل انکاری را برای نیل به عدالت و سعادت نوع بشر، سرمشق قرار داده است. حقوقی که همه انسانها، اگرچه در برخی جزئیات با اختلاف نظر، ولی در کلیات آن توافق نسبی دارند. اما آنچه تحقق این توافقات را به تاخیر انداخته، صرفاً منازعه بشر با نوع خود است، نه با سایر مخلوقات! درحالیکه همیشه و طی این منازعه، حقوق دیگر جانداران روی زمین، در حاشیه قرار گرفته و این ظلمی است مضاعف به سایر موجودات زنده.

      بی توجهی به حقوق حیوانات اعم از شهری و پیرامونی تا سرزمین های وحشی و دور افتاده در همه زمینه ها، چه مسئله مصرف گوشت و فراورده های گوشتی بعنوان غذای انسانی و چه استفاده از اندام حیوانات نظیر پوست، شاخ، عاج و غیره (که مالک شان جز خود حیوانات نیستند) بمنظور تهیه پوشاک، اشیاء تزئینی و نظایر آن؛ رفتاری نادرست، ظالمانه و بدور از مسئولیت جانشینی انسان بعنوان ابَرمخلوق ِ روی زمین است.

    همچنین، مثله کردن حیوانات بی گناه در قربانگاه های مدرن (آزمایشگاههای نوع پرستانه انسانی) برای اهداف مثلاً مثبت و بنام تحقیقات علوم پزشکی، دارویی و غیره؛ استثمار حیوانات برای بهره کشی از فراورده های حیوانی نظیر لبنیات، تخم، پشم، مو و سایر اعضای بدن آنها و دستکاری ژن ها و دیگر اندام های بنیادین شان تحت عنوان اصلا ح نژاد (!) که چیزی جز انحراف نژاد طبیعی آنها به نژاد بهره ده و زندگی رباتیک و ماشینی آنها نیست و هر گونه آزار و محدودیت حیوانات بی پناه حتی برای تفریح (مثل رنگ آمیزی ماهی ها و جوجه ها و...) یا توهم نگهداری از آنها در محیط های کاملاً بسته ( بجز روش های آزاد مانند پارک های ویژه و محیط های کنترل شده) و بسیاری دیگر از رفتارهای ظالمانه که گستردگی و تنوع آنها در این مطلب مختصر نمی گنجد، بی رحمانه تر از قانون جنگل و مخالف با رسالت نوع انسان، تحت عنوان اشرف مخلوقات روی زمین است.

 

   بی شک تسلط و مدیریت انسان های پاک سرشت و نوعدوست در گستره زمین، میتواند نوید بخش رعایت حقوق سایر جانوران در آینده نیز باشد و لذا پشتیبانی از نهضت های تعالی بخش و عدالت پیشه، در همه حال وظیفه ای غیر قابل انکار است. اما تاخیر تاریخی در نیل به این مقصود، سبب گردیده تا بخش بزرگی از حیات و حقوق اولیه سایر جانداران ، زیر پای جنگجویان نبرد بی پایان تمدن های انسانی، لگدمال شود. درحالیکه نابودی گونه های حیات وحش در روی زمین، رخدادیست که هرگز، حتی پس از پایان خوش بینانه نبرد بزرگ انسان با انسان، قابل جبران و بازگشت نخواهد بود.  

   اشرف مخلوقات، وظیفه ای بس بزرگتر از ایجاد جامعه انسانی سالم و صالح دارد که تازه هنوز آنهم تحقق نیافته است.

   اشرف مخلوقات، هنوز درگیر اثبات حقانیت خودش به خودش است و نمی توان  مطمئن بود که تا آنروز، اثری از سایر مخلوقات بر روی زمین باقی مانده باشد!

   اشرف مخلوقات، حق ندارد که رعایت حقوق سایر جانوران را موکول به دوران پس از حل منازعات و اختلافات با همنوعانش کند.

   اشرف مخلوقات، نباید سایر جانوران را از حق حیات طبیعی شان محروم کرده و وحشیانه مورد غارت، استثمار، شکنجه، و کشتار گسترده قرار دهد.

   اشرف مخلوقات، ارباب مخلوقات نیست و اگر هست، باید ژست مضحک کمال طلبی و اخلاق مداری را کنار بگذارد و دندان های آغشته به خون دیگر حیوانات را در پشت لبخند فریبنده اش پنهان نکند!

 

    این مطلب برای نگارنده، آغاز یک اندیشه مسئولانه است و اعتراف میکند که پیش از این، توجه کافی به آن نداشته. حتی متاسف است که چرا بعد از نیم قرن تغذیه از جسم و جان سایر حیوانات زبان بسته، عمر گذرانده و ندای درونش را در ایام بی غل و غش کودکی جدی نگرفته و در برابر دنیای بزرگسالان، بگونه ای درد آور فریب خورده است. بزرگسالانی که خود، فریب خورده نسل های پیش از خود بوده اند و هستند! 

   من امروز بر این باورم که آدمی خودش را بیش از حد جدی گرفته است. کشمکش های سیاسی و اجتماعی سرش را داغ کرده؛ از جنجال های فرهنگی و هنری و ورزشی و حتی فلسفی مست شده و پدیده ای بنام پیشرفت علم و تکنولوژی چنان او را مسحور خویش ساخته که چیزی جز خودش را نمی بیند و جدی نمی پندارد. تجسم این هیاهوی خود خواهانه، بی شباهت به برگزاری مثلاً یک مسابقه اتومبیل رانی در دشتی سبز و مملو از گونه های حیوانی و نباتی نیست. وقت غروب که داد و فریادها تمام شد، هیجان ها فروکش کرد و همه به خانه هایشان رفتند، مهم نیست که چه موجوداتی زیر دست و پا و چرخ ماشین ها له شدند؛ چه لانه ها و پناهگاه ها که در هم شکسته شدند و چه جوانه ها و تخم ها، سر بر نیاورده، نابود شدند! برای چه؟ برای مسابقه ای جدی و مهم!

 

   اغلب وقتی سخن از حقوق حیوانات بر زبان رانده میشود، لبخندی معنا دار بر لبان مخاطبان می نشیند که گویی قصه ای کودکانه و تکراری را گوش میکنند. در ذهن خود گوینده این سخنان را انسانی فارغ از دغدغه های جدی زندگی تلقی میکنند که از فرط بی دردی به یاد حیوانات افتاده است! گویی او از موضوعی سخن میگوید که ربطی به آنها ندارد و اگر مربوط است، هرگز از مسائل مهم و ضروری و جدی نظیر مشکلات زندگی انسانها، سلامتی شان، آزادی فعالیت های اجتماعی و سیاسی آنها و مانند آن مهمتر نیست و حد اکثراز روی تفنن در باره اش اظهار نظر میکنند؛ در حالیکه در ته دل و اعماق وجدانشان، تشویش و بیزاری از این حیوان خواری و جانور آزاری رنجشان میدهد!

   براستی انسان حقیقی، مسئول محیط زیست طبیعی خود اعم از گیاهی و حیوانیست. و این مسئولیت نه به این جهت است که حفظ محیط زیست، ضامن تداوم بقای خود اوست، بلکه صرفاً به این دلیل که انسان است و بس. بی هیچ منتی بر حیوانات و بی هیچ چشمداشتی به دریدن و مثله کردن و اسیر کردن آنها برای بقای خویش!

                                      این مطلب در پست های آینده ادامه دارد...

 

_________________________________________

* راه پیشگیری از بروز بیماری های نوظهور، ظلم به حیوانات در آزمایشگاه های نوظهور نیست! بلکه پرهیز از گوشتخواری و روی آوردن به تغذیه طبیعی و گیاه خواریست که نتیجه آن ریشه کنی اغلب بیماری ها و بی نیازی از آزمایشات بی رحمانه رو ی جانوران است.



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان


◄ هِلی شات
○ میلی مترها