انسان و سنت
تاريخ درج :۱۶ آذر ۱۳۸۹ دسته بندي : هِلی شات

توضیح: این مطلب در واقع پاسخی به کامنت یکی از دوستان اینترنتی من درباره مفهوم سنت و مفهوم تغییر در انسان هاست که در مطلب قبلی (سوء استفاده) دریافت کردم. اول پیشنهاد کردم تا این گفتگو رو با ارسال ایمیل دو طرفه دنبال کنیم، اما بعد دیدم شاید با علنی کردن بحث در متن سایت، از مشارکت سایر دوستانم هم بهرمند بشم. امیدوارم کوتاه و مختصر بودن مطلب( که همواره برای خودم واجب میدونم) باعث نارسا و ناقص شدن موضوع نشده باشه...

   سنت، به معنی مجموعه باورها و رفتارهایی که ریشه در گذشته و نسل های پیشین ما داره و بعنوان پدیده ای غنی از تجربیات و دریافت های فرهنگی و معنوی انسان، حقیقتی انکار ناپذیره و نفی و پشت پا زدن به اون؛ اشتباه بزرگیه که تاوان سنگینی برای بشریت در هر دوره و عصری که زندگی میکنه در پی خواهد داشت. اما تسلیم شدن بی قید و شرط و پذیرش دربست اون چیزی که سنت رو معنا میکنه هم، ممکنه خطایی به همون اندازه بزرگ و مخرب باشه.

   در حقیقت سنت از نظر من، پتانسیلی از یک پدیده زنده و پویاست و نه یک حقیقت بسته بندی شده و منجمد. با این تعریف، بخشی از دریافت های فرهنگی نسل امروز هم، در آینده ممکنه جزئی از پیکره سنت بشه که از گذشته تا به حال زنجیر وار ادامه داره و خواهد داشت. در نتیجه  مفاهیمی که در عصر حاضر بسیار مدرن و بدیع شمرده میشن، در آینده چه بسا به حوزه سنت بپیوندن! مثل برکه آبی که از یک طرف بتدریج آب وارد اون میشه و از سوی دیگه، سرازیر میشه، درحالیکه هیئت و هویت کلی خودش رو بعنوان یک برکه ی با طراوت و زلال حفظ کرده. برهمین قیاس، عدم ورود آب تازه به داخل برکه و یا صرفاً تخلیه آبش، هر دو مهلک اند. اولی موجب گندیدگی آب میشه و تبدیل شدنش به باتلاق؛ و دومی باعث تبخیر و نابودی این ذخیره ارشمند حیات فرهنگی انسانها میشه. پس اگه بپذیریم که سنت، نه قابل انکاره و نه غیر قابل انعطاف، اونوقت قدم اول رو برای تفاهم متقابل برداشتیم. در اون صورت پله دوم این گفتگو یعنی تعیین شاخص میزان انعطاف در سنت رو باید طی کنیم.

 

   به نظر میرسه چالش اصلی اینجاست. اینکه از خودمون سوال کنیم چه چیزی به ما این اطمینان رو میده که تغییرات تدریجی در مفاهیم سنت رو بپذیریم؟ و همین جاست که پای دیگه بحث، یعنی انسان تغییر پذیر به میون میاد.

    میخوام اینطور نتیجه بگیرم که اگر ما تغییر در انسان رو بپذیریم، ناگزیریم که تغییر در باورهاش رو هم بپدیریم، چون انسان در مقایسه با سایر مخلوقات، بر اساس باورهاش تعریف میشه که منشا اعمال او هم هست. اعمالی که اتفاقا در قبالش مسئول و پاسخگوست (چه ثابت باشن و چه متغیر). پس شاخص اصلی برای تصمیم گیری، عبارت از اینه که حوزه انتخاب و اختیار انسان در چارچوب سنت، تحدید و تهدید نشه. یعنی انسان مجبور به انتخابی نباشه که بیش از یک گزینه نداره(!) چون در اون صورت، مفهوم مسئولیت پذیری مخدوش میشه. 

    اینجا بحث تازه ای شاخه میزنه... اینکه آیا انتخاب در پذیرش یا نپذیرفتن اصول ثابت سنت، به معنی همون انتخاب مسئولانه نیست؟ به نظر من خیر.. چون در این صورت ما انسان رو مخلوقی انفعالی و غیر خلاق تعریف کردیم، و این تعریف با موجودی که خالقش برای خلقش، بخودش تبریک و احسنت میگه، منطبق نیست. در واقع مثل هر پدیده ای که هرچه کامل باشه، به معنی کامل تر بودن پدید آورنده اونه، توانایی ایجاد و کشف و پویندگی در انسان، نمایشگر قدرت لایزال خالق اونه که اتفاقاً نه فقط از آزمون خطای مخلوقش برای درک حقیقت آزرده نمیشه، بلکه از این جسارت و همت او لذت میبره وبهش افتخار میکنه و بی شباهت به کسب استقلال فکری و عملی فرزند از پدر یا مادر خودش نیست که چه بسا وابستگی مادام العمرش به اونها، هیچ افتخاری برای هیچکدوم بهمراه نداره.

 

   پس شاخص دخل و تصرف در مفاهیم شکل گرفته در سنت، بسط قدرت انتخاب انسان ِ نه سلب اختیار از او. این شاخص، مفروض بر این شرط حیاتی ِ که بشریت در ساحت کلی نسبت به گذشته و گذشتگان، خردمندتر و بالغ تر شده و عدم باور به این مطلب، چیزی جز پذیرفتن شکست پروژه خلقت نیست! شکست پروژه ای که فرشتگان در بدو خلقت انسان به خدا ابراز کردند و خالق انسان گفت: من چیزی رو میدونم که شما نمیدونید.

   حالا سوال اینجاست که اگه اون چیز، عقل خلاق، تجربه گر و جسوری که خالقش خود خداست، نیست، پس چیست؟

 

 داد خالق خط کشی، در دست من، از جنس دین

گفت: با پرگار دانایی، بزن طرحی نوین

قوس ِ خورشید ِ خرد، بر راستایی از افق

چون طلوع ِ صبح ِ توحید و تمدن در زمین

م. میرعزا

 

 



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان




◄ هِلی شات
○ میلی مترها