تحول یا تکامل؟
تاريخ درج :۲۶ خرداد ۱۳۸۹ دسته بندي : هِلی شات

 

   یک عکس فوری هرگز کیفییت بصری یک عکس حرفه ای را نخواهد داشت، زیرا آنطور که لازم است، بر حسب نورپردازی، کادربندی، کنتراست و سایر موارد فنی گرفته نشده است... غذای فوری یا فست فود هم هرگز نمیتواند کیفیت آندسته از غذاهای جا افتاده و مغذی را بگیرد که به اندازه کافی حرارت دیده و مواد آنها با دقت و حوصله انتخاب واضافه شده اند*. بر این اساس، گاهی هر اندازه تحولات و رویدادهای اجتماعی، بطئی تر و کندتر پیش بروند، نتیجه بهتر و پایدارتری خواهند داشت. وقتی یک کنش اجتماعی زود به مقصد رسیده و به هدفش نائل میگردد، چه بسا خام و در حوزه عمل، ناکار آمد از آب درآید؛ زیرا فرصت کافی و وافی برای قالب گیری، رفع نواقص و شکل پذیری لازم را پیدا نکرده و همین مطلب، در ادامه موجب مشکلات بعدی میگردد. در صورتیکه طولانی شدن این فرایند، فرصتی ایجاد میکند تا قبل از رسیدن به مرحله نهایی، بمرور عیوب و نواقص خود را شناسایی کرده و درصدد رفع آنها برآید.

 

   گفته میشود که تفاوت اصلی دو نژاد ژرمن و فرانک در آنست که اولی تکامل گرا و دومی تحول طلب است. روحیات مردم دو کشور آلمان و فرانسه شاید موید همین نکته باشد. وقوع انقلاب کبیر فرانسه برای مردمی تحول طلب از یک سو، و احیای تدریجی غول اقتصادی اروپا، پس از دو جنگ ویرانگر از سوی دیگر، تفاوت این دو روحیه و منش را آشکار میکند. لذا اگر در ادامه به مقایسه توانمندیهای این دو کشور توجه کنیم، به تفاوت های ریشه ای دو عنصر تکامل و تحول پی خواهیم برد.

 

حالا اگر ترکیبی از "تحول و تکامل" را در یک نهضت اجتماعی و در کشوری ثالث مد نظر قرار دهیم، آنگاه ممکن است صلاح در آن باشد که مرحله گذار در آن جامعه، به کندترین شکل ممکن پیش رود و شتاب زدگی و فوری طلبی، از ذهن حامیان آن تحول اجتماعی رخت بربندد. به این ترتیب و با تلاش برای ممانعت از این شتاب کاذب، سه پرسش اساسی قابل توجه به نظر میرسد:

1- آیا هزینه و بهای کند و آهسته کردن تحولات، توجیه پذیر است؟

2- بازوی "خود اصلاحگر" نهضت، چگونه و بر چه اساسی طراحی و بکار گرفته میشود؟

3- مکانیزم مشارکت ملی برای ابراز نظر یا اثرگذاری بر این فرایند کدام است؟

 

   در مورد پرسش نخست، تجربه تاریخی هر جامعه در قبال تحولات گذشته اش، گویای ارزشمند بودن یا نادرست بودن تئوری کشدار کردن نهضت است. آن جامعه مجبور است که نگاهی به تاریخ تحولات اجتماعی و سیاسی دوران گذشته انداخته و پیروزی های فوری را با تحولات ریشه ای و بطئی مقایسه نموده و سپس نتیجه حاصل از آنها را با یکدیگر سنجیده و در این خصوص تصمیم گیری کند.

   و اما آنچه تحت عنوان بازوی خود اصلاحگر یک نهضت** میتوان برشمرد، شاید در پدیده ای بنام ارتباطات و اطلاع رسانی پیوسته و صادقانه قابل تصور باشد. مکانیزمی که در طی عملکرد خود، روشنگری اذهان را نفر به نفر دنبال کرده و رفته رفته اکثریت جامعه را از یک سو، با اصول و ضرورت های نظام خردگرایی و عقل محوری آشنا میکند و از سوی دیگر، موجب احیای وجدان انسانی و درک ضرورت هایش (یعنی باید و نباید های) زندگی اجتماعی میگردد.     

    و بالاخره مکانیزم مشارکت مردمِی در یک فرایند تحولی، عبارتست از شناسایی نقش و نیاز خود در زندگی اجتماعی و در ادامه آن، ایجاد تعادل میان داده ها و خواسته ها. مادامیکه افراد یک جامعه از میزان نقش و مسولیت خود در قبال خواسته ها و انتظاراتشان از جامعه ای که در آن زندگی میکنند، بدرستگی آگاه نباشند، تعادل لازم برای کنترل تحولات آن جامعه برقرار نمیگردد. لذا همواره احساس طلب کاری از سایر افراد اجتماع، موجب کم توجهی به وظایف متقابل افراد نسبت به یکدیگر و در نهایت تلف شدن سرمایه های حاصل از تجربیات گذشته میگردد.

 

   در عبارتی کوتاه میتوان اینطور نتیجه گرفت، که کندی رویدادها و تحولات، همیشه بد نیستند. چه بسا صرف نظر از هزینه های این آهستگی، میتوان امیدوار بود که بازوی خود اصلاحگر تحولات، فرصت کافی برای جراحی میکروسکوپی اندام خود را خواهد داشت، مشروط به اینکه موفق شود مشارکت حداکثری جامعه خویش را از طریق درک تعادل میان مسولیت ها و خواسته ها، در ذهن افراد آن جامعه، بدست آورد.    

_____________________________________________

* چه بسا نهضت جدید غذایی امروز که اخیراً با نام slow food در مقابله با fast food براه افتاده، بر همین اساس باشد.

** این بازو، در نهایت و درشکل قانونمند شده اش، ماده کلیدی است که چگونگی تجدید نظر در مفاد همان قانون را تعریف کرده و میسر میسازد. ماده ای که به عنوان ماده طلایی هر قانون اساسی در دنیا شناخته میشود. 

 



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان




◄ هِلی شات
○ میلی مترها