ذات یا عَرَض؟
تاريخ درج :۱۴ دي ۱۳۸۸ دسته بندي : هِلی شات

 

   از خواجه نصیرالدین طوسی، نقل شده که بعد از غور و دقت در برخی باورهای دینی غیر مسلمانها، اشاره میکند که یکی از عمده تفاوتهای آنان با ما در اینست که ما مسلمین، برخی رفتارهای اجتماعی را در مورد غیر مسلم و مومن مجاز میشماریم، درحالیکه ایشان برای هیچ انسانی با هیچ مرام و مسلکی روا نمیدانند و بنیاد اخلاقی ایشان مبتنی بر خود شناسی است، نه امر و نهی. از جمله مهمترین اینها، دروغ، غیبت، تجاوز، خشونت و قتل است، که در آن مذاهب، ذاتاً طرد میشود و حتی برای دشمنان و غیرخودی ها هم تجویز نمی گردد.

   بعبارتی، وقتی ذات و جوهر پدیده ای مثل دروغ یا خشونت را در قبال هرکس و در هر شکل آن ممنوع نکنیم؛ و بلکه برعکس؛ برای اعمال آن، شرط و شرایطی قائل شویم، در حقیقت امکان خطا کردن، فرصت انتقام جویی، زمینه سرکوبی و احتمال سوء استفاده از آنرا؛ خواسته یا ناخواسته، فراهم ساخته ایم. درصورتیکه نفی مطلق اینگونه اعمال (با وجود هزینه هایی که ممکن است ببار آورد) در عوض، زمینه های سوء برداشت و سوء استفاده احتمالی را قطع یقین و صد درصد از میان برمیدارد و جای هیچ توجیهی برای احتمال وقوع این خطای بزرگ، باقی نمیگذارد.

 

   اینکه عدم نفی مطلق رفتارهای سلبی در دین اسلام، از منظر فقه وشرع چه دلایل و ضرورت هایی دارد، نه موضوع این مقاله است و نه در تخصص این قلم. آنچه مد نظر است، طرح این مسئله میباشد که گاه رفتارهای اجتماعی منفی و ناخوشایندی وجود دارند، که در برخی موارد تجویز میشوند و در موارد دیگر نهی و بقول خواجه، مبتنی بر اما و اگرهای متعدد اند. مثلاً دروغ؛ یکی از اینهاست. در فرهنگ عمومی ما، دروغ مصلحتی همان دروغ است که در برای سیانت و حفاظت از موضوعی مهم تر از ذات دروغ ، گاه توصیه میشود. براستی چه کسی میتواند بگوید که هزینه حقیقت گویی، در نهایت بیش تر از هزینه دروغ مصلحتی است؟ چگونه و چه کسی میتواند خسارت ناشی از تجویز خشونت را در مقابل ایده نفی مطلق خشونت، محاسبه کرده و با در نظر گرفتن تمامی ضرایب و همه عوامل موثر بر آن، بویژه تخمین تاثیرات آن در آینده دور و نزدیک، رای به مجاز یا غیرمجاز بودن آن دهد؟

   پرسشم را از زاویه ای جدید طرح میکنم:

    آیا تاخیر بشریت، در رسیدن به جامعه آرمانی، اما با پرهیز کامل از رفتارهای منفی و غیرانسانی پسندیده تر است، یا تعجیل در این راه، حتی به بهای تجویز برخی رفتارها و قوانین سلبی و خشن، به هر دلیل؟

   آیا هدف از ایجاد جامعه سالم، مختص به نسلی مشخص و مقطعی معین از گروهی از انسانهاست؟... و یا اینکه رسیدن به کمال انسانی، پروسه ای تاریخی تعریف میشود که رسیدن به آن، هدف کلی آفرینش همه انسان ها در طول تاریخ بشریت است؟

   آیا وظیفه نسل ما، ایجاد جامعه آرمانی در کوتاه ترین زمان ممکن است؟... یا اینکه ما موظف به زمینه سازی وقوع آن، نه الزاماً در دوران حیات خودمان، بلکه چه بسا در آینده و برای آیندگان هستیم؟

   و در نهایت اینکه؛ آیا اگرعجله ای در ایجاد جامعه آرمانی نباشد، رفتارها و قوانین سلبی، منفی و خشن، توجیه پیدا می کنند؟

 

  



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان




◄ هِلی شات
○ میلی مترها