تصّور جوانی من از آرمان های انقلاب؟
تاريخ درج :۰۸ بهمن ۱۳۸۷ دسته بندي : هِلی شات

 

  بهتر است بگویم: تخیل جوانی من از آرمان های انقلاب چیست؟

  حالا که سی سال از پیروزی نهضت دینی و مردمی ایران در سال 57 میگذرد، به دست آوردهای این حرکت سرنوشت ساز ملت ایران می اندیشم و سعی میکنم تصویری از آرمان های دوران جوانی خودم را ( که به نوعی در آن سهیم هستم) بازگو کنم.

  بی هیچ مقدمه ای باید بگویم که انتظار من، بعد از این همه سال که نامش را سه دهه فرصت میگذارم، این بود که ایران ِ امروز، سمبل و مرجع اخلاقی جهان باشد. به این معنا که در هر جای جهان، وقتی چالش های اخلاقی به سرحد درماندگی و استیصال میرسند، نظر و رای نخبگان ایران زمین مورد توجه قرار گیرد...

   وقتی بحث مهندسی ژنتیک و ترس از عواقب دستکاری در نظام تولید مثل ِ موجودات راه به جایی نمی برد، همه نگاه ها به سوی کشور و ملتی بچرخد، که بواسطه صدها سال فرهنگ غنی ملی و دینی خود، آنچنان قوام یافته است که میتواند بهترین راه حل های ممکن را در جهت حفظ سلامت جامعه بشری و حیات پاکیزه انسان ها بر روی کره زمین، ارائه دهد... در حل منازعات بین المللی، بویژه اختلافاتی که محصول تنگ نظری هایی چون تعصبات قومی، نژادی، ملی و حتی اعتقادی است، رای و مشورت علمای اخلاق در کشور مرجع، حائز اهمیت فراوان باشد... نیروهای پاسدار صلح ایران، نه در هیئت سربازانی با یونیفورم های متفاوت یا سلاح هایی مدرن و مقاومت ناپذیر، بلکه در قالب روش های مدبرانه، راهگشا و قابل اعتمادی عمل کنند که بواسطه سابقه مثبت و سازنده خود، همواره مورد وثوق طرف های متخاصم قرار دارند... حضور نمایندگان فرهیخته ایران در هر جای جهان، بارقه های امید را در دل حق طلبان و مظلومان روشن کرده و آنها را به دست یابی به حقوقشان بواسطه اعتبار و نفوذ موثر ایران و ایرانی امیدوار سازد... محاکم حقوق بین المللی مانند دادگاه لاهه و یا نهادهای فرهنگی و بشر دوستانه جامعه ملل و همچنین سایر NGO های خود جوش و دلسوز ِ بشریت، جایی مناسب تر و امن تر از سرزمین اخلاق محور و کمال گرای ایران پیدا نکنند و چه بسا مقر خود را به این محل که در هاله ای از معنویت قرار گرفته است انتقال دهند... اما دریغ...

  باید اضافه کنم که چنین اعتماد و مرجعیتی، بدست نمی آید مگر با:

1- اتخاذ روش حقیقت گویی و حقیقت پراکنی توام با صبوری و خوش رویی، بجای شعارهای گل درشت و ادعاهای صرفاً زبانی. تاریخ جهان، تناقض در گفتار و کردار را در روابط ملل کم تجربه نکرده است و لذا بسادگی به هر گفتاری هرچند زیبا، حکیمانه و ارزشمند، اعتماد نمی کند. من به این فرمایش حضرت امیر که فرمود: حقیقت را بگویید هرچند به ضرر شما باشد؛ این عبارت را میافزایم که: حقیقت را بگویید، نه آنکه اگر نگفتید، به ضرر شما باشد! 

2- جایگاه والا و افتخار آمیز مرجعیت اخلاقی جهان، بتدریج و با جلب اعتماد بشریت رفته رفته حاصل میگردد و در کسب آن شتاب جایز نیست. هرنسل، تنها یکی دو پله از این صعود را تجربه میکند و الزامی نیست که تمامیت آنرا به چشم خود ببیند و ذوق کند... زیرا مهمتر از رسیدن، در راه بودن است.

3- مرجع اخلاقی جهان بودن، مشروط به توسعه یافتگی کامل نیست. گرچه تا وقتی که مشکلات داخلی حل نشده باشند، نیرو و سرمایه برای تمرکز بر مسائل جهانی کمتر خواهد بود... اما تعامل بین المللی مثبت با جهان، خود زمینه ساز توسعه ملی است و دست کم اینکه این دو، با یکدیگر در تضاد نیستند. 

4- نگاه از بالا به جهان، و تغییر زاویه از موقعیت متقابل و رو در رو به وضعیت مشرف و جامع، نه از نقطه نظر جاه طلبانه، بلکه از منظر مصلحت جویانه، درایتی طلب میکند که نشانگر اعتماد به نفس رهبران و مدیران آن جامعه است به داشته ها و پشتوانه های فرهنگی و معنوی خودشان برای ارائه به بشریت.

5- پرهیز از مصرف زدگی سوابق و افتخارات پیشینیان؛ و ایجاد دگردیسی در نظریه های اخلاقی از کالبد بومی و مقطعی آن به روش هایی عملی و قابل اجرا، برای فراگیر کردن هرچه بیشترشان در جهان امروز.

6- تعبیه چشم و بازویی اتوماتیک جهت نقد آزاد، و تعمیر و اصلاح مداوم روش ها. چشم و بازویی که بی هیچ تنگ نظری یا مصلحت اندیشی توجیه گرانه ای، بی رحمانه به حذف آفات و پیرایه های ناشی از تمرکز قدرت در آحاد اقتصادی، سیاسی و رسانه ای پرداخته و پیوسته به اصلاح نظام مدیریتی جامعه مشغول باشد.   

7- حرکت در مسیر ایجاد یک الگوی داخلی از جامعه ای آرمانی، برخوردار از شاخصه های عدالت و صحت اخلاقی، بنحوی که در صدر آمار مثبت جوامع سالم از حیث حداقل جرائم، تنش های اجتماعی وعدول از اخلاقیات و نظایر آن قرار گیرد، و چشم جهانیان را به گوهر معنویت خویش خیره کرده، دل آنها را مالامال از دست یابی به اجتماعی کمالگرا شبیه به ایران سی سال بعد از انقلاب کند. 

 

 

  آنچه در این نوشته آوردم، تصویری از ذهنیت ناخودآگاهم از نهضتی بود که من نیز مانند اغلب ایرانیان با آن همراه شدم. لذا این ذهنیت را در خودآگاه امروزم مرور کرده و سعی به تدوین آن نمودم. توصیه هایم تماماً حسی و ترکیبی از تخیلات و تمایلات کسی است که بهترین سالهای زندگی اش را با این تحول عظیم و سرنوشت ساز گذرانده و دلسوزانه قد و بالای آن را تماشا میکند... مانند فرزندی که آرزوها برایش داشته و حالا که به سن مسئولیت پذیری رسیده، بیشتر نگران اوست تا نگران نگاه های معنی دار غریبه ها...         

 



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان







◄ هِلی شات
○ میلی مترها